تبليغاتX
ساغر سکوت
فرهنگ و اندیشه
زمین لرزه های اجتماعی

تأمل در باب زندگي اجتماعي از وظايف دائمي تفكر است. اين وظيفه را جامعه‌شناسان، فلاسفه، تاريخ‌دانان، علماي اخلاق و حقوق‌دانان برعهده دارند. «تضادها و تعارض‌هاي اجتماعي» يكي از مفاهيم محوري است كه در حوزه مباحث اجتماعي مورد تأمل اصحاب انديشه قرار مي‌گيرد. تضادهاي اجتماعي پديده‌اي ملموس و محسوس براي همه ماست كه در همه عرصه‌هاي زندگي اجتماعي در قالب‌هاي بسيار گوناگون بر ما نمايان مي‌شوند. اما از آنرو براي اهل نظر و اصحاب انديشه محل مطالعه قرار مي‌گيرند كه تعارض‌هاي اجتماعي فاكتوري بسيار محوري در «تغييرات اجتماعي» هستند و به دليل خصلت نمايشي‌شان مي‌توانند بستري مساعد براي بروز و رشد ايدئولوژي‌ها شوند....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 10:6  توسط لیدا فخری  | 

کارگزاران مرگ

«اگر هنوز عكس ما را برمى انگيزد به دليل قرابتى است كه با مرگ دارد.»
كريستين بوبلفانسكى

390522.jpg 

«سكون و سكوت» مشخصه عكاسى است همچنان كه مشخصه مرگ است. نسبت مرگ و عكاسى از اينجا برخاسته است. پيش از كريستين متز، اين بارت بود كه متذكر چنين نسبتى شد. «اتاق روشن» واپسين كتابى است كه بارت در دوران حياتش منتشر كرد. بارت در اين كتاب نسبت عكس (حضور) را با مرگ (غياب) آشكار مى كند. يكى از درونمايه هاى اصلى «اتاق روشن» تماشاى عكس هاى مادر محبوبش بود. مادرى كه تازه درگذشته بود: «اكنون در شامگاهى زمستانى، اندكى پس از مرگ مادرم، به عكس ها نگاه مى كنم. اميدى به يافتن او ندارم، چشمداشتى از اين عكس ها ندارم كه به گفته پروست عكس هاى آدمى ديگر، ما را كمتر به ياد آن آدم و بيشتر به ياد خودمان مى اندازد. من ديگر چهره او را همچون يك كليت به ياد نخواهم آورد.»
بارت در اين كتاب از عكاسان به عنوان «كارگزاران مرگ» ياد مى كند و عكاسى را متناظر با «نوعى پرش ناگهانى در مرگ حقيقى» در جوامع مدرن مى داند. عكس با ترس ها و بيم هاى ما، در مواجهه با مرگ مرتبط است و ممكن است امكان تملك خيالى و اصلاح و تعديل احساسات را به وجود آورد.
تنها بارت نيست كه به نسبت عكاسى و مرگ اشاره مى كند، ديگر نظريه پردازان هم بر اين نسبت صحه گذاشته اند. سوزان سانتاگ مى گويد: «همه عكس ها ثبت خاطره يك لحظه اند. گرفتن يك عكس به نوعى يعنى مشاركت در مرگ». پى ير مك اورلان مى نويسد: «مرگ براى انسان امرى اسرارآميز است و قدرت عكس در رابطه اى كه با اين سر دارد نهفته است.».................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 16:16  توسط لیدا فخری  | 

تأملى بر مفهوم «مرگ» در فلسفه اگزيستانس

288765.jpg

«تنها مرگ است كه دروغ نمى گويد، حضور مرگ تمام موهومات را نيست و نابود مى كند، ما فرزند مرگ هستيم
و مرگ است كه ما را از فريب هاى زندگى نجات مى دهد.»
«بحران» و «اضطراب» دو صفت همپا و همراه عصر تجدد و دنياى مدرن است. دورانى كه معيارها و ارزش هاى سابق را برنمى تابد و سايه سنگين صنعت و سرمايه دارى بشر را گرفتار درد بى علاج اضطراب و بحران كرده است. اضطراب و بحرانى كه به بيمارى قرن تعبير مى شود و عده اى آن را ناشى از رويگردانى بشر از سنت تعبير مى كنند و به اين اعتبار بشر را به دين و سنت گذشته ارجاع مى دهند. برخى تحليلگران هم آن را فرزند نارس سرمايه دارى و صنعت مى پندارند و جماعتى از فلاسفه و متفكران، بحران فعلى را مارش عزايى دانسته اند كه براى تشييع جنازه تمدن غرب نواخته مى شود.
نيچه در اين باره مى نويسد:
«مدتها است كه فرهنگ اروپايى ما به سوى فاجعه مى تازد، آن هم با عذابى روزافزون، بى قرار و بى تاب با خشونت مى تازد؛ همچون رودخانه اى كه به سوى دريا مى تازد. قطعاً اين بزرگ ترين بحران بشريت خواهد بود. اما اين كه آيا بشر بر آن غلبه مى كند يا نه، به توانايى بشر بستگى دارد، من مى دانم كه غيرممكن نيست.»
يكى ازمكاتب فكرى كه سليس ترين زبان براى بيان اين واقعيت بشر امروز و بحران گرفتار آمده در آن را داشته است، مكتب فلسفى ـ ادبى اگزيستانس است. به اين اعتبار، بخش بزرگى از فلسفه معاصر و فضاى فكرى كنونى را فلسفه اگزيستانس شكل مى دهد.....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 10:55  توسط لیدا فخری  | 

به مناسبت سالروز تولد ويكتور هوگو
 
 
 
279258.jpg

 
بيست و ششم فوريه ( هفتم اسفند) سالروز تولد «ويكتورهوگو»، نويسنده بلند آوازه و پر اقتدار رمانتيك فرانسوى است. براى فرانسوى ها و شايد اغلب اروپائيان، هوگو ، سمبل رمانتيك گرايى و در عين حال حقيقت جويى است. او علاوه بر اين كه شاعر، نويسنده، نمايشنامه نويس و مترجم توانا و صاحب شهرتى است، سياستمدار شاخصى هم بود. هوگو يك انقلابى جمهورى خواه بود كه پس از انقلاب سال ۱۸۴۸ فرانسه و تشكيل جمهورى دوم در اين كشور، به عضويت پارلمان درآمد.
شايد كمتر كسى باشد كه اسم ويكتور هوگو را نشنيده باشد و با ۲ كار تاريخى او آشنا نباشد؛ «بينوايان» و «گوژ پشت نوتردام» كه هر دو بعد از آنكه بارها و بارها به تصوير كشيده شدند، به اثرى كلاسيك و افسانه اى ماندگار بدل شده اند.
هوگو هميشه به خاطر فحوا و مضمون آثارش، مورد حمايت و ستايش جمهورى خواهان چپ بوده است. آثار او باز تابنده و ترسيم كننده فقر و رنج هاى زمان است كه از پس سياست مدرن بروز مى كند. كتاب «مجازات» او اعتراضيه اى شديد الحن بر ضد وضعيت موجود زمانش و پيامدهاى ناگوار دنياى مدرن است.
هوگو در سال ۱۸۲۷م با مقدمه اى كه بر درام «كرامول» (Cromwell) خود نوشت، در واقع يكى از بيانيه هاى مكتب رمانتيسيسم را ارائه كرد و سپس در سال ۱۸۳۰ با انتشار درام معروف خود به نام «نبرد ارنانى» (Hernani) اين جنبش فكرى- هنرى را به اوج خورد رساند. در اين نمايشنامه هوگو با اعتراض بر حفظ وضع موجود، صريح و با اقتدار عقايد و مبانى بنيادين كلاسيك ها را به زير سؤال برد. وى سرانجام در سال ۱۸۸۵م در سن ۸۳ سالگى چشم بر وضع موجود بست. در مراسم او ۲ ميليون نفر به خيابان هاى پاريس آمدند و اين فقدان را عزا گرفتند. گفته مى شود بعد از اين واقعه هرگز چنين حضورى در فرانسه شكل نگرفت و اين نشان از تأثير گذارى و منشأ اثر بودن نظامى دارد كه او نمايندگى اش را برعهده داشت.
از آنجايى كه ويكتور هوگو در دوره اى طولانى سرپرستى گروهى رمانتيك به نام «سناكل» (Cenacle) را در فرانسه برعهده داشت، روز تولد او را دستمايه اى قرار داديم تا به مبانى فكرى، فلسفى و اجتماعى، سياسى جنبش رمانتيسيسم بپردازيم.

از نيمه دوم قرن هجدهم تا نيمه هاى قرن نوزدهم، در تاريخ اروپاى غربى جنبش فكرى-  هنرى قابل شناسايى است كه به جريانى بلند آوازه بدل شد جنبشى كه برآمده از مدرنيته اما در اعتراض به نظام بنيادين آن بود.
اين جنبش كه رمانتيسيسم Romantisicme ناميده مى شد.............................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 8:53  توسط لیدا فخری  | 

ايماژيسم(تصويرگرايي ) Imagism
 

در اوايل قرن بيستم، گروهي از شاعران انگليسي و آمريكايي تحت تأثير مكتب سمبوليسم فرانسه مكتبي را در لندن بنانهادند كه در سال ۱۹۱۲ «ازرا پاوند» (۱۹۷۲ ـ ۱۸۸۵ Ezra Pound) آن را ايماژيسم ناميد. او كه شاعري آمريكايي ساكن لندن بود به همراه تي. اس. اليوت از پيشگامان و بنيانگذاران انديشه ايماژيسم محسوب مي شوند. و تامس ارنست هيوم (T.E.Hulme) به عنوان تئوريسين ونظريه پرداز اين مكتب بر افكار وعقايد تي.اس. اليوت وديگر ايماژيستها بسيار تأثير گذاشت.............................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 11:25  توسط لیدا فخری  | 

اونانيميسم

 
 
«اونانيميسم» مركب از كمله «اونانيم» (Unanime) به معناي «همدل، همرأي، متفق القول و همگاني» است كه در اصل از كلمه لاتين Unanimus ريشه گرفته است كه در قرن شانزدهم از زبان لاتين وارد زبان فرانسه شد.
در اوايل قرن بيستم، حدود سال ،۱۹۱۰ «اونانيميسم» به مكتب ادبي اطلاق شد كه شاعر و نويسنده معروف فرانسوي، ژول رومن (۱۹۷۲ـ۱۸۸۵ Jules Romains) به ياري ژرژ شنوير (G.Cheneviere) آن را در پاريس بنا نهاد. البته بايد اين نكته را متذكر شد كه شاعران و هنرمندان «گروه صومعه » (Groupe d'Abbaye) پيش از اين باعث ايجاد جريان ادبي در فرانسه شده بودند كه در شكل گيري پايه هاي اوليه اين مكتب بسيار مؤثر و دخيل بود.................................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 15:2  توسط لیدا فخری  | 

دادائيسم

 "dadaisme d'état", détail de "chaos en perte reformulation"
 
«دادا» يا «دادائيسم» جنبش ادبي و هنري بود كه بين سالهاي ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲ در اكثر كشورهاي اروپايي جريان يافت. درواقع نهضت بين المللي بود كه زائيده هرج ومرج، اضطراب، پريشاني ونااميدي جنگ جهاني اول محسوب مي شد. اين مكتب را تريستان تزارا (Tristan Tzara ) در سال ۱۹۱۶ در سوئيس بنا نهاد و نام آن را بطور تصادفي از ميان لغات يك ديكسيونر فرانسه ـ آلماني «دادا» انتخاب كرد. «دادا» در زبان كودكان به معناي «اسب» و در زبان محاوره اي به معني «فكر و ذكر» است. كه البته در ارتباط بااين مكتب كاملاً بي معنا است.
مارسل يانكو (M.Yanco) نقاش رومانيايي، ماكس ارنست(M.Ernest) نقاش و شاعر آلماني، ژان آرپ(J.Arp) ريشارد هوئلزنبك آلماني (R.Huelsenbeck)، هوگوبال (H.Ball) و فرانسيس پيكابيا از جمله اولين طرفداران تزارا بودند كه زير پرچم دادائيسم گرد آمدند.............................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 14:36  توسط لیدا فخری  | 

فوتوريسم Futurisme
 

فوتوريسم در ميان مكتبهاي ادبي از جمله انسانگرايانه ترين و پيشروترين نهضتها بود كه تحول عميقي در ادبيات و هنر جهان معاصر به وجود آورد. اين مكتب هنر و ادبيات نوين را به دنياي مدرن و امروزي عرضه كرد و پنجره اي روبه آينده و مكتبهاي قرن بيستم گشود.
فوتوريسم متشكل از كلمه «فوتور» (futur) به معناي «آينده» و در كل فوتوريسم به معناي «آينده نگري» است. اين مكتب در سال ۱۹۰۹ با بيانيه فيليپو ـ توماسو مارينتي (Filippo-Tommaso Marinetti) به عنوان نظريه پرداز و بنيانگذار فوتوريسم در ايتاليا بنا نهاده شد. ايتاليا و روسيه به عنوان دو قطب نيرومند، فوتوريسم را به تدريج در سراسر اروپا گسترش دادند................................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 14:20  توسط لیدا فخری  | 

كوزموپوليتيسم (مكتب جهان وطني)

059652.jpg
 
«كوزموپوليتيسم» (COSMOPOLITISME) تا پيش از قرن بيستم بعنوان يك باور و اعتقاد مطرح تا اينكه در قرن بيستم اين ايده وارد ادبيات شد و بعنوان يك مكتب ادبي توسط دو شاعر و نويسنده فرانسوي، والري لاربو(Valery Larbaud) و پل موران (Paul Morand)، پايه ريزي شد.
كوزموپوليتيسم به معناي مكتب «جهان وطني» است، كه معتقدند همه مردم جهان بايد خود را هموطن يكديگر و تمام جاي دنيا را وطن خود بدانند. آنان هدفشان رسيدن به فرهنگ و ادبياتي جهاني، به دور از هرگونه وابستگي ملي و تفاوتهاي نژادي و فرهنگي است..................................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 12:1  توسط لیدا فخری  | 

ناتوريسم Natorism


ناتوريسم يا طبيعت گرايي يكي ازجريانهاي ادبي فرانسه در قرن نوزدهم است، كه بايد آن را در مكتب سمبوليسم ريشه يابي كرد.
سن ـ ژرژ دوبوئليه (۱۹۴۷ـ ۱۸۷۶) (Saint-Georges De Bouhelier) نظريه پرداز اين نهضت ادبي، در سال ۱۸۹۷ بيانيه مكتب ناتوريسم را در مجله فيگاروي فرانسه منتشر كرد. او در اين بيانيه عليه عقايد مكتب پارناس (هنر براي هنر) و تفكرات سمبوليسم به مخالفت برخاست و هدف خود و مكتبش رانوزايي ادبي، ستودن ادبيات ملي و الهام و بهره گرفتن از طبيعت اعلام كرد...........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 15:19  توسط لیدا فخری  | 

مكتب رومن Roman


با از بين رفتن مكتب سمبوليسم، پيروان آن به سوي مكتبهاي ديگري چون مكتب رومن و ناتوريسم روي آوردند.
ژان مورآس (۱۹۱۰ ـ ۱۸۵۶) (Jean Moreas) كه در سال۱۸۸۶ بيانيه مكتب سمبوليسم را منتشر كرده بود و خود از پيشگامان و نظريه پرداز اين مكتب محسوب مي شد، پنج سال بعد از فروپاشي اين جريان ادبي، اعلام كرد: «سمبوليسم تنها يك جريان ادبي گذرا بود كه از بين رفت و حال ما بايد شعر و ادبيات سنتي فرانسه را هرچه نيرومندتر وتازه تر در چهارچوب مكتبي جديد ارائه دهيم.»...............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 14:35  توسط لیدا فخری  | 

پليئاد Pleiade

 
048741.jpg
 
در نيمه دوم قرن شانزدهم، در عصر شكوفايي رنسانس، تاريخ ادبي فرانسه شاهد اولين مكتب خود به نام پليئاد (Pleiade) بود. اين مكتب شعري در سال ۱۵۵۰ با رهبري پييردو رنسار (Pierre de Ronsard) شكل گرفت، و حدود ده سال از تاريخ و تحولات ادبي فرانسه را به خود اختصاص داد.
پليئاد در اصل نام صورت فلكي است كه متشكل از هفت ستاره است. به همين دليل، در سال ،۱۵۵۶ رنسار گروهشان را كه متشكل از هفت شاعر بود، پليئاد ناميد و فهرست هفت نفر برتر را اين چنين ذكر كرد: باييف ( Baif)، بلو (Belleau)، ژودل (jodell)، پولوتيه (Polotier)، دوبلي (Du Bellay) نظريه پرداز اين مكتب، ژان دورا (Jean Dorat) به عنوان استاد اين گروه، و خود رنسار هم سردسته پليئادها محسوب مي شد...........................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 15:4  توسط لیدا فخری  | 

كوبيسم ادبي
 
 
نقاشي كوبيسم سبكي است كه نقاش با خطوط هندسي تصويرسازي مي كند و سايه ها را در كار خود محو مي كند. در سبك كوبيسم سعي مي شود تمام جنبه هاي قابل رؤيت و غيرقابل رؤيت يك پديده و موضوع بطور همزمان در نقاشي نمايش داده شود. به همين دليل نقاشي كوبيسم، انتزاعي و دور از واقعيت به نظر مي رسد. درواقع، كوبيسم هنر آبستره است.
هانري ماتيس (H. Matisse) نخستين كسي بود كه نام «كوبيسم» را به اين سبك نقاشي اطلاق كرد و دليل اين نامگذاري اين بود كه چون نقاش سبك كوبيسم تصوير موردنظر خود را به صورت اشكال هندسي نمايش مي دهد، معمولاً تصاوير مكعب شكل در نقاشي آنان ديده مي شود و عبارت «كوبيسم» نيز مركب از كلمه «كوب» (Cube) به معناي «مكعب» است..................................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 15:7  توسط لیدا فخری  | 

پارناس
 هنر براي هنر                     
 

Paul Baudry - Clio - Grand foyer de l'Opéra de Paris - Photo D. Rykner


پارناس (Parnasse) در اساطير يوناني نام كوهي است كه نه دختر خداي اسطوره اي يونان (Zeus) كه الهه علم، هنر و ادبيات است در آن اقامت دارند.
در نيمه دوم قرن نوزدهم، مكتب پارناس به گروهي از شاعران جوان با رهبري كولنت دوليل (Leconte de l Isle) اطلاق شد كه به مخالفت با رمانتيسم برخاسته بودند وتحت تأثير تفكرات و آيين «هنري براي هنر» قرار داشتند و هدف آنان ارائه هنر درحد كمال و رسيدن به زيبايي مطلوب و آرماني بود.
تئوفيل گوتيه (Theophile Goutie) از پيشگامان اين مكتب، پارناس را اينچنين تعريف مي كند: «هنر براي هنر، به معناي هنري آزاد ازهرگونه نگراني و دغدغه فكري بجز زيبايي است.» يعني آنان بدون توجه به موضوع، محتوي وهدف، تنها به جنبه زيبايي اثر اهميت مي دهند.......................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 15:10  توسط لیدا فخری  | 

باروك (Baroque)
 
هنر بارك

 
كلمه «باروك» از زبان اسپانيايي وارد واژگان فرانسه شد كه در زبان فني جواهرسازي به معناي «مرواريد غير غلتان» است. سپس فرهنگستان در فرهنگ لغت معناي مجازي كلمه را «عجيب، غير عادي، نامنظم، بي قاعده» تعيين كرد. از سال ۱۸۶۰ اين كلمه براي جريان ادبي و هنري به كار رفت كه در اروپا و آمريكاي لاتين از اواخر قرن (شانزدهم) تا اوايل قرن هجدهم رواج داشت و بطور كلي به هر چيز غير كلاسيك و غير رايج اطلاق مي شد و سن سيمون (Saint- Simon) باروك را «خلق كارهاي غير متداول» تعريف كرد و اين گرايش تمامي هنرها بويژه هنر مجسمه سازي، موزيك و معماري را تحت تأثير قرار داد.
لازم به ذكر است كه باروك هرگز به عنوان يك «مكتب» مطرح نشد، بلكه يك «جريان» يا «گرايش» بود كه در يك دوره با اهميت و ارزش گذاشتن به چندين ويژگي مشترك هنري و ادبي به وجود آمد و هنرمندان، نويسندگان و شعرا آن را تحت عنوان «سبك باروك» نامگذاري كردند.......................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 11:22  توسط لیدا فخری  | 

اگزيستانسياليسم؛
هستي گرايي يا اصالت وجود

 
042717.jpg
مكتب اگزيستانسياليسم (Existentialisme)، نهضتي براي اعتراض به همه نظامها و قانونهاي آرمانگرايانه اي است كه مي خواهند برانسان مسلط شوند. اين مكتب بر خلاف اكثر مكتبهاي ادبي، به جاي طبيعت ادبي و شاعرانه، ماهيت فلسفي دارد.
در ابتدا سورن كي يركه گور (Soren kierkegaard)، فيلسوف اگزيستانسياليست دانماركي، اين نظريه فلسفي را ارايه داد و فلاسفه آلمان مانند كارل ياسپرس (Karl Jaspers) و مارتين هايدگر (Martin Heidegger) آن را گسترش دادند. سپس ژان پل سارتر، استاد مجرب فلسفه، اين مكتب را به جامعه ادبي فرانسه معرفي كرد. ديدگاه فلسفي اين مكتب با آثار سارتر، آلبرت كامو و سيمون دوبووار عملاً وارد ادبيات شد و دوره اي از ادبيات فلسفي را در تاريخ رقم زد.
هرچند اين مكتب ادبي بعد از دوره كوتاهي از ميان رفت ولي تأثير خود را برتئاتر Absurde و نويسندگاني مانند ساموئل بكت (S. Beckett) و ژان ژنه (J.Genet) برجاي گذاشت..................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 11:2  توسط لیدا فخری  | 

رمانتيسم

 
040365.jpg
آثار ادبي و هنري نيمه اول قرن نوزدهم فرانسه، جريان فرهنگي را نشان مي دهد كه مكتب «رمانتيسم» ناميده مي شود.
«شاتوبريان» و «مادام دواتسال» با ترجمه آثار نويسندگان و شعراي انگليسي و آلماني، مكتب رمانتيسم را به فرانسه وارد و معرفي كردند. در واقع رمانتيسم فرانسه تحت تأثير رمانتيسم انگلستان و آلمان به وجود آمد، ولي با وجود اين، در فرانسه به صورت مكتبي وسيع و منسجم درآمد، چنانكه به تدريج ادبيات اروپا تحت تأثير ادبيات رمانتيك فرانسه قرار گرفت.....................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:53  توسط لیدا فخری  | 

انقلاب سوررئاليسم

 

 

 

• دادائيسم، زمينه ساز انقلاب سوررئاليسم:
كلمه يا نام آواي «دادا» در زبان كودكان به معناي «اسب» و در زبان دوستانه و خودماني به معناي «جنون» مي باشد.
واقعه سوررئاليسم (فراواقعگرا) از سوئيس آغاز شد. شاعر جواني اهل روماني به نام تريستان تزارا (Tristan Tzara) در سال ،۱۹۱۶ حركتي را بنا نهاد كه آن را «دادا» نامگذاري كرد. آيين دادائيسم همه چيز را به تمسخر مي گرفت، به همه چيز اعتراض مي كرد و بطور كلي هدف آنان قالب شكني، از بين بردن قانونها، تحريك مردم و هرج و مرج ادبي بود. آنان حاكميت همه چيز را مجاز مي دانستند به شرط آنكه تصورات مقدس اخلاقي و زيبايي شناختي آداب و رسوم گذشته را تكذيب كند..................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:39  توسط لیدا فخری  | 

اكسپرسيونيسم

 
 
اكسپرسيون (Expression) در لغت به معناي «بيان ، عبارت ، حالت و چهره» است و اكسپرسيونيسم دراصطلاح به مكتبي اطلاق مي شود كه در هنرهاي مجسمه سازي ، نقاشي ، ادبيات و … روشي را به كار مي گيرد تا حالات، طرزتفكر واحساسات دروني هنرمند و خالق اثر را بيان كند.
اكسپرسيونيسم زباني براي بيان افكار، احساسات دروني ، غرايز انساني وزباني تند براي برخورد با قوانين و اصول موجود در قالبهاي هنري است و اكسپرسيونيستها با طغيان انديشه ، قدرت كلمات ونيروي هنر كه همراه با سركشي و نافرماني از اصول سنتي است اثر خود را ارائه مي دهند................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:20  توسط لیدا فخری  | 

كلاسيسيسم

042069.jpg


 
• انسان شريف
مكتب «كلاسيسيسم» اولين سبك ادبي است كه در قرن هفدهم، بعد از دوران باروك در فرانسه به وجود آمد. نهضت اومانيسم (انسانگرايي ) را كه در قرن چهاردهم درايتاليا شكل گرفت، تاحدودي مي توان زمينه ساز مكتب كلاسيسيسم فرانسه دانست.
كلاسيسيسم مكتب قانونها، قواعد و اصول است كه بايدها ونبايدهاي بسياري را شامل مي شود. پيروان اين مكتب، مطابق قواعد وقوانين قدما عمل مي كنند و در ادبيات به تقليد از ادبيات يونان و روم مي پردازند. ................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:14  توسط لیدا فخری  |