تبليغاتX
ساغر سکوت
فرهنگ و اندیشه
به مناسبت سالروز تولد ويكتور هوگو
 
 
 
279258.jpg

 
بيست و ششم فوريه ( هفتم اسفند) سالروز تولد «ويكتورهوگو»، نويسنده بلند آوازه و پر اقتدار رمانتيك فرانسوى است. براى فرانسوى ها و شايد اغلب اروپائيان، هوگو ، سمبل رمانتيك گرايى و در عين حال حقيقت جويى است. او علاوه بر اين كه شاعر، نويسنده، نمايشنامه نويس و مترجم توانا و صاحب شهرتى است، سياستمدار شاخصى هم بود. هوگو يك انقلابى جمهورى خواه بود كه پس از انقلاب سال ۱۸۴۸ فرانسه و تشكيل جمهورى دوم در اين كشور، به عضويت پارلمان درآمد.
شايد كمتر كسى باشد كه اسم ويكتور هوگو را نشنيده باشد و با ۲ كار تاريخى او آشنا نباشد؛ «بينوايان» و «گوژ پشت نوتردام» كه هر دو بعد از آنكه بارها و بارها به تصوير كشيده شدند، به اثرى كلاسيك و افسانه اى ماندگار بدل شده اند.
هوگو هميشه به خاطر فحوا و مضمون آثارش، مورد حمايت و ستايش جمهورى خواهان چپ بوده است. آثار او باز تابنده و ترسيم كننده فقر و رنج هاى زمان است كه از پس سياست مدرن بروز مى كند. كتاب «مجازات» او اعتراضيه اى شديد الحن بر ضد وضعيت موجود زمانش و پيامدهاى ناگوار دنياى مدرن است.
هوگو در سال ۱۸۲۷م با مقدمه اى كه بر درام «كرامول» (Cromwell) خود نوشت، در واقع يكى از بيانيه هاى مكتب رمانتيسيسم را ارائه كرد و سپس در سال ۱۸۳۰ با انتشار درام معروف خود به نام «نبرد ارنانى» (Hernani) اين جنبش فكرى- هنرى را به اوج خورد رساند. در اين نمايشنامه هوگو با اعتراض بر حفظ وضع موجود، صريح و با اقتدار عقايد و مبانى بنيادين كلاسيك ها را به زير سؤال برد. وى سرانجام در سال ۱۸۸۵م در سن ۸۳ سالگى چشم بر وضع موجود بست. در مراسم او ۲ ميليون نفر به خيابان هاى پاريس آمدند و اين فقدان را عزا گرفتند. گفته مى شود بعد از اين واقعه هرگز چنين حضورى در فرانسه شكل نگرفت و اين نشان از تأثير گذارى و منشأ اثر بودن نظامى دارد كه او نمايندگى اش را برعهده داشت.
از آنجايى كه ويكتور هوگو در دوره اى طولانى سرپرستى گروهى رمانتيك به نام «سناكل» (Cenacle) را در فرانسه برعهده داشت، روز تولد او را دستمايه اى قرار داديم تا به مبانى فكرى، فلسفى و اجتماعى، سياسى جنبش رمانتيسيسم بپردازيم.

از نيمه دوم قرن هجدهم تا نيمه هاى قرن نوزدهم، در تاريخ اروپاى غربى جنبش فكرى-  هنرى قابل شناسايى است كه به جريانى بلند آوازه بدل شد جنبشى كه برآمده از مدرنيته اما در اعتراض به نظام بنيادين آن بود.
اين جنبش كه رمانتيسيسم Romantisicme ناميده مى شد.............................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 8:53  توسط لیدا فخری  |