تبليغاتX
ساغر سکوت
فرهنگ و اندیشه

کارگزاران مرگ

«اگر هنوز عكس ما را برمى انگيزد به دليل قرابتى است كه با مرگ دارد.»
كريستين بوبلفانسكى

390522.jpg 

«سكون و سكوت» مشخصه عكاسى است همچنان كه مشخصه مرگ است. نسبت مرگ و عكاسى از اينجا برخاسته است. پيش از كريستين متز، اين بارت بود كه متذكر چنين نسبتى شد. «اتاق روشن» واپسين كتابى است كه بارت در دوران حياتش منتشر كرد. بارت در اين كتاب نسبت عكس (حضور) را با مرگ (غياب) آشكار مى كند. يكى از درونمايه هاى اصلى «اتاق روشن» تماشاى عكس هاى مادر محبوبش بود. مادرى كه تازه درگذشته بود: «اكنون در شامگاهى زمستانى، اندكى پس از مرگ مادرم، به عكس ها نگاه مى كنم. اميدى به يافتن او ندارم، چشمداشتى از اين عكس ها ندارم كه به گفته پروست عكس هاى آدمى ديگر، ما را كمتر به ياد آن آدم و بيشتر به ياد خودمان مى اندازد. من ديگر چهره او را همچون يك كليت به ياد نخواهم آورد.»
بارت در اين كتاب از عكاسان به عنوان «كارگزاران مرگ» ياد مى كند و عكاسى را متناظر با «نوعى پرش ناگهانى در مرگ حقيقى» در جوامع مدرن مى داند. عكس با ترس ها و بيم هاى ما، در مواجهه با مرگ مرتبط است و ممكن است امكان تملك خيالى و اصلاح و تعديل احساسات را به وجود آورد.
تنها بارت نيست كه به نسبت عكاسى و مرگ اشاره مى كند، ديگر نظريه پردازان هم بر اين نسبت صحه گذاشته اند. سوزان سانتاگ مى گويد: «همه عكس ها ثبت خاطره يك لحظه اند. گرفتن يك عكس به نوعى يعنى مشاركت در مرگ». پى ير مك اورلان مى نويسد: «مرگ براى انسان امرى اسرارآميز است و قدرت عكس در رابطه اى كه با اين سر دارد نهفته است.».................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 16:16  توسط لیدا فخری  |