<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ساغر سکوت</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/</link>
<description>فرهنگ و اندیشه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 02 Sep 2009 06:35:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تأملي پيرامون مفهوم جامعه شناختي «تعارض‌هاي اجتماعي»</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=&quot;TimesFontF fontSizeXXLarg&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff33 size=3&gt;زمین لرزه های اجتماعی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=&quot;TimesFontF fontSizeXXLarg&quot;&gt;تأمل در باب زندگي اجتماعي از وظايف دائمي تفكر است. اين وظيفه را جامعه‌شناسان، فلاسفه، تاريخ‌دانان، علماي اخلاق و حقوق‌دانان برعهده دارند. «تضادها و تعارض‌هاي اجتماعي» يكي از مفاهيم محوري است كه در حوزه مباحث اجتماعي مورد تأمل اصحاب انديشه قرار مي‌گيرد. تضادهاي اجتماعي پديده‌اي ملموس و محسوس براي همه ماست كه در همه عرصه‌هاي زندگي اجتماعي در قالب‌هاي بسيار گوناگون بر ما نمايان مي‌شوند. اما از آنرو براي اهل نظر و اصحاب انديشه محل مطالعه قرار مي‌گيرند كه تعارض‌هاي اجتماعي فاكتوري بسيار محوري در «تغييرات اجتماعي» هستند و به دليل خصلت نمايشي‌شان مي‌توانند بستري مساعد براي بروز و رشد ايدئولوژي‌ها شوند....................&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 06:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس و عکاسی در دنیای پست مدرن</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;کارگزاران مرگ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اگر هنوز عكس ما را &lt;FONT size=3&gt;برمى&lt;/FONT&gt; انگيزد به دليل قرابتى است كه با مرگ دارد.»&lt;BR&gt;كريستين بوبلفانسكى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=244 alt=390522.jpg hspace=0 src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1387/870706/html/390522.jpg&quot; width=350&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«سكون و سكوت» مشخصه عكاسى است همچنان كه مشخصه مرگ است. نسبت مرگ و عكاسى از اينجا برخاسته است. پيش از كريستين متز، اين بارت بود كه متذكر چنين نسبتى شد. «اتاق روشن» واپسين كتابى است كه بارت در دوران حياتش منتشر كرد. بارت در اين كتاب نسبت عكس (حضور) را با مرگ (غياب) آشكار مى كند. يكى از درونمايه هاى اصلى «اتاق روشن» تماشاى عكس هاى مادر محبوبش بود. مادرى كه تازه درگذشته بود: «اكنون در شامگاهى زمستانى، اندكى پس از مرگ مادرم، به عكس ها نگاه مى كنم. اميدى به يافتن او ندارم، چشمداشتى از اين عكس ها ندارم كه به گفته پروست عكس هاى آدمى ديگر، ما را كمتر به ياد آن آدم و بيشتر به ياد خودمان مى اندازد. من ديگر چهره او را همچون يك كليت به ياد نخواهم آورد.»&lt;BR&gt;بارت در اين كتاب از عكاسان به عنوان «كارگزاران مرگ» ياد مى كند و عكاسى را متناظر با «نوعى پرش ناگهانى در مرگ حقيقى» در جوامع مدرن مى داند. عكس با ترس ها و بيم هاى ما، در مواجهه با مرگ مرتبط است و ممكن است امكان تملك خيالى و اصلاح و تعديل احساسات را به وجود آورد.&lt;BR&gt;تنها بارت نيست كه به نسبت عكاسى و مرگ اشاره مى كند، ديگر نظريه پردازان هم بر اين نسبت صحه گذاشته اند. سوزان سانتاگ مى گويد: «همه عكس ها ثبت خاطره يك لحظه اند. گرفتن يك عكس به نوعى يعنى مشاركت در مرگ». پى ير مك اورلان مى نويسد: «مرگ براى انسان امرى اسرارآميز است و قدرت عكس در رابطه اى كه با اين سر دارد نهفته است.».................&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 12:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنها مرگ است که دروغ نمی گوید!</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ffff00&gt;تأملى بر مفهوم «مرگ» در فلسفه اگزيستانس&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=226 alt=288765.jpg hspace=0 src=&quot;http://www.irannewspaper.ir/1386/860215/html/288765.jpg&quot; width=380&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«تنها مرگ است كه دروغ نمى&amp;nbsp;گويد، حضور مرگ تمام موهومات را نيست و نابود&amp;nbsp;مى&amp;nbsp;كند، ما فرزند مرگ هستيم&lt;BR&gt;و مرگ است كه ما را از فريب&amp;nbsp;هاى زندگى نجات&amp;nbsp;مى&amp;nbsp;دهد.»&lt;BR&gt;«بحران» و «اضطراب» دو صفت همپا و همراه عصر تجدد و دنياى مدرن است. دورانى كه معيارها و ارزش&amp;nbsp;هاى سابق را برنمى&amp;nbsp;تابد و سايه سنگين صنعت و سرمايه&amp;nbsp;دارى بشر را گرفتار درد بى&amp;nbsp;علاج اضطراب و بحران كرده است. اضطراب و بحرانى كه به بيمارى قرن تعبير مى&amp;nbsp;شود و عده&amp;nbsp;اى آن را ناشى از رويگردانى بشر از سنت تعبير مى&amp;nbsp;كنند و به اين اعتبار بشر را به دين و سنت گذشته ارجاع مى&amp;nbsp;دهند. برخى تحليلگران هم آن را فرزند نارس سرمايه&amp;nbsp;دارى و صنعت مى&amp;nbsp;پندارند و جماعتى از فلاسفه و متفكران، بحران فعلى را مارش عزايى دانسته&amp;nbsp;اند كه براى تشييع جنازه تمدن غرب نواخته مى&amp;nbsp;شود.&lt;BR&gt;نيچه در اين باره مى&amp;nbsp;نويسد:&lt;BR&gt;«مدتها است كه فرهنگ اروپايى ما به سوى فاجعه مى&amp;nbsp;تازد، آن هم با عذابى روزافزون، بى&amp;nbsp;قرار و بى&amp;nbsp;تاب با خشونت مى&amp;nbsp;تازد؛ همچون رودخانه&amp;nbsp;اى كه به سوى دريا مى تازد. قطعاً اين بزرگ&amp;nbsp;ترين بحران بشريت خواهد بود. اما اين كه آيا بشر بر آن غلبه مى&amp;nbsp;كند يا نه، به توانايى بشر بستگى دارد، من مى&amp;nbsp;دانم كه غيرممكن نيست.»&lt;BR&gt;يكى ازمكاتب فكرى كه سليس&amp;nbsp;ترين زبان براى بيان اين واقعيت بشر امروز و بحران گرفتار آمده در آن را داشته است، مكتب فلسفى ـ ادبى اگزيستانس است. به اين اعتبار، بخش بزرگى از فلسفه معاصر و فضاى فكرى كنونى را فلسفه اگزيستانس شكل مى&amp;nbsp;دهد.....................&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 May 2007 07:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمانتيسيسم؛ عصيان عليه عقل مدرن</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به مناسبت سالروز تولد ويكتور هوگو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 346px&quot; height=308 alt=279258.jpg hspace=0 src=&quot;http://www.irannewspaper.ir/1385/851207/html/279258.jpg&quot; width=250&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بيست&amp;nbsp;و ششم فوريه ( هفتم اسفند) سالروز تولد «ويكتورهوگو»، نويسنده بلند آوازه و پر اقتدار رمانتيك فرانسوى است. براى فرانسوى&amp;nbsp;ها و شايد اغلب اروپائيان، هوگو ، سمبل رمانتيك گرايى و در عين حال حقيقت جويى است. او علاوه بر اين&amp;nbsp;كه شاعر، نويسنده، نمايشنامه نويس و مترجم توانا و صاحب شهرتى است، سياستمدار شاخصى هم بود. هوگو يك انقلابى جمهورى خواه بود كه پس از انقلاب سال ۱۸۴۸ فرانسه و تشكيل جمهورى دوم در اين كشور، به&amp;nbsp;عضويت پارلمان درآمد.&lt;BR&gt;شايد كمتر كسى باشد كه اسم ويكتور هوگو را نشنيده&amp;nbsp;باشد و با ۲ كار تاريخى او آشنا نباشد؛ «بينوايان» و «گوژ پشت نوتردام» كه هر دو بعد از آنكه بارها و بارها به تصوير كشيده شدند، به اثرى كلاسيك و افسانه&amp;nbsp;اى ماندگار بدل شده&amp;nbsp;اند.&lt;BR&gt;هوگو هميشه به خاطر فحوا و مضمون آثارش، مورد حمايت و ستايش جمهورى خواهان چپ بوده است. آثار او باز تابنده و ترسيم كننده فقر و رنج&amp;nbsp;هاى زمان است كه از پس سياست مدرن بروز مى&amp;nbsp;كند. كتاب «مجازات» او اعتراضيه&amp;nbsp;اى شديد&amp;nbsp;الحن بر ضد وضعيت موجود زمانش و پيامدهاى ناگوار دنياى مدرن است.&lt;BR&gt;هوگو در سال ۱۸۲۷م با مقدمه&amp;nbsp;اى كه بر درام «كرامول» (Cromwell) خود نوشت، در واقع يكى از بيانيه&amp;nbsp;هاى مكتب رمانتيسيسم را ارائه كرد و سپس در سال ۱۸۳۰ با انتشار درام معروف خود به نام «نبرد ارنانى» (Hernani) اين جنبش فكرى- هنرى را به اوج خورد رساند. در اين نمايشنامه هوگو با اعتراض بر حفظ وضع موجود، صريح و با اقتدار عقايد و مبانى بنيادين كلاسيك&amp;nbsp;ها را به زير سؤال برد. وى سرانجام در سال ۱۸۸۵م در سن ۸۳ سالگى چشم بر وضع موجود بست. در مراسم او ۲ ميليون نفر به خيابان&amp;nbsp;هاى پاريس آمدند و اين فقدان را عزا گرفتند. گفته مى&amp;nbsp;شود بعد&amp;nbsp;از اين واقعه هرگز چنين حضورى در فرانسه شكل نگرفت و اين نشان از تأثير گذارى و منشأ اثر بودن نظامى دارد كه او نمايندگى&amp;nbsp;اش را برعهده داشت. &lt;BR&gt;از آنجايى كه ويكتور هوگو در دوره&amp;nbsp;اى طولانى سرپرستى گروهى رمانتيك به نام «سناكل» (Cenacle) را در فرانسه برعهده داشت، روز تولد او را دستمايه&amp;nbsp;اى قرار داديم تا به مبانى فكرى، فلسفى و اجتماعى، سياسى جنبش رمانتيسيسم بپردازيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از نيمه دوم قرن هجدهم تا نيمه&amp;nbsp;هاى قرن نوزدهم، در تاريخ اروپاى غربى جنبش فكرى-&amp;nbsp; هنرى قابل شناسايى است كه به جريانى بلند آوازه بدل شد جنبشى كه برآمده از مدرنيته اما در اعتراض به نظام بنيادين آن بود.&lt;BR&gt;اين جنبش كه رمانتيسيسم Romantisicme ناميده مى&amp;nbsp;شد.............................&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Feb 2007 05:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتبهای ادبی(16)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=10 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=farsi align=right&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;ايماژيسم(تصويرگرايي )&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;Imagism&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=180 src=&quot;http://www.imaginethatartisans.com/images/light.jpg&quot; width=189 align=bottom border=0 NATURALSIZEFLAG=&quot;3&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/B&gt;
&lt;DIV class=subtitle2&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2&gt;در اوايل قرن بيستم، گروهي از شاعران انگليسي و آمريكايي تحت تأثير مكتب سمبوليسم فرانسه مكتبي را در لندن بنانهادند كه در سال ۱۹۱۲ «ازرا پاوند» (۱۹۷۲ ـ ۱۸۸۵ Ezra Pound) آن را ايماژيسم ناميد. او كه شاعري آمريكايي ساكن لندن بود به همراه تي. اس. اليوت از پيشگامان و بنيانگذاران انديشه ايماژيسم محسوب مي&amp;nbsp;شوند. و تامس ارنست هيوم (T.E.Hulme) به عنوان تئوريسين ونظريه پرداز اين مكتب بر افكار وعقايد تي.اس. اليوت وديگر ايماژيستها بسيار تأثير گذاشت.............................&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 Sep 2006 07:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتبهای ادبی(15)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اونانيميسم&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fr/thumb/c/c6/Abbaye-de-Westminster.jpg/250px-Abbaye-de-Westminster.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;DIV class=subtitle2&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2&gt;«اونانيميسم» مركب از كمله «اونانيم» (Unanime) به معناي «همدل، همرأي، متفق&amp;nbsp;القول و همگاني» است كه در اصل از كلمه لاتين Unanimus ريشه گرفته&amp;nbsp;است كه در قرن شانزدهم از زبان لاتين وارد زبان فرانسه شد.&lt;BR&gt;در اوايل قرن بيستم، حدود سال ،۱۹۱۰ «اونانيميسم» به مكتب ادبي اطلاق شد كه شاعر و نويسنده معروف فرانسوي، ژول رومن (۱۹۷۲ـ۱۸۸۵ Jules Romains) به ياري ژرژ شنوير (G.Cheneviere) آن را در پاريس بنا نهاد. البته بايد اين نكته را متذكر شد كه شاعران و هنرمندان «گروه صومعه » (Groupe d&apos;Abbaye) پيش از اين باعث ايجاد جريان ادبي در فرانسه شده بودند كه در شكل&amp;nbsp;گيري پايه&amp;nbsp;هاي اوليه اين مكتب بسيار مؤثر و دخيل بود.................................&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Sep 2006 11:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مكتبهاي ادبي(14)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دادائيسم&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=308 alt=&quot;&amp;quot;dadaisme d&apos;état&amp;quot;, détail de &amp;quot;chaos en perte reformulation&amp;quot;&quot; src=&quot;http://www.ville-caen.fr/art/installation/Andre/dada.JPG&quot; width=482&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;DIV class=subtitle2&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2&gt;«دادا» يا «دادائيسم» جنبش ادبي و هنري بود كه بين سالهاي ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲ در اكثر كشورهاي اروپايي جريان يافت. درواقع نهضت بين&amp;nbsp;المللي بود كه زائيده هرج ومرج، اضطراب، پريشاني ونااميدي جنگ جهاني اول محسوب مي&amp;nbsp;شد. اين مكتب را تريستان تزارا (Tristan Tzara ) در سال ۱۹۱۶ در سوئيس بنا نهاد و نام آن را بطور تصادفي از ميان لغات يك ديكسيونر فرانسه ـ آلماني «دادا» انتخاب كرد. «دادا» در زبان كودكان به معناي «اسب» و در زبان محاوره&amp;nbsp;اي به معني «فكر و ذكر» است. كه البته در ارتباط بااين مكتب كاملاً بي&amp;nbsp;معنا است.&lt;BR&gt;مارسل يانكو (M.Yanco) نقاش رومانيايي، ماكس ارنست(M.Ernest) نقاش و شاعر آلماني، ژان آرپ(J.Arp) ريشارد هوئلزنبك آلماني (R.Huelsenbeck)، هوگوبال (H.Ball) و فرانسيس پيكابيا از جمله اولين طرفداران تزارا بودند كه زير پرچم دادائيسم گرد آمدند.............................&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Sep 2006 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتبهای ادبی(13)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;فوتوريسم Futurisme&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;A href=&quot;http:///&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://membres.lycos.fr/carlasutra/hpbimg/Dali%20-%20persistance%20de%20la%20memoire&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title2&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;DIV class=subtitle2&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2&gt;فوتوريسم در ميان مكتبهاي ادبي از جمله انسانگرايانه&amp;nbsp;ترين و پيشروترين نهضتها بود كه تحول عميقي در ادبيات و هنر جهان معاصر به وجود آورد. اين مكتب هنر و ادبيات نوين را به دنياي مدرن و امروزي عرضه كرد و پنجره&amp;nbsp;اي روبه آينده و مكتبهاي قرن بيستم گشود.&lt;BR&gt;فوتوريسم متشكل از كلمه «فوتور» (futur) به معناي «آينده» و در كل فوتوريسم به معناي «آينده&amp;nbsp;نگري» است. اين مكتب در سال ۱۹۰۹ با بيانيه فيليپو ـ توماسو مارينتي (Filippo-Tommaso Marinetti) به عنوان نظريه&amp;nbsp;پرداز و بنيانگذار فوتوريسم در ايتاليا بنا نهاده شد. ايتاليا و روسيه به عنوان دو قطب نيرومند، فوتوريسم را به تدريج در سراسر اروپا گسترش دادند................................&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Sep 2006 10:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مكتبهاي ادبي(12)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;كوزموپوليتيسم (مكتب جهان وطني)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG height=230 alt=059652.jpg src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1381/810206/html/059652.jpg&quot; width=198&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=surtitle2&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;
&lt;DIV class=subtitle2&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2&gt;«كوزموپوليتيسم» (COSMOPOLITISME) تا پيش از قرن بيستم بعنوان يك باور و اعتقاد مطرح تا اينكه در قرن بيستم اين ايده وارد ادبيات شد و بعنوان يك مكتب ادبي توسط دو شاعر و نويسنده فرانسوي، والري لاربو(Valery Larbaud) و پل موران (Paul Morand)، پايه&amp;nbsp;ريزي شد.&lt;BR&gt;كوزموپوليتيسم به&amp;nbsp;معناي مكتب «جهان وطني» است، كه معتقدند همه مردم جهان بايد خود را هموطن يكديگر و تمام جاي دنيا را وطن خود بدانند. آنان هدفشان رسيدن به فرهنگ و ادبياتي جهاني، به&amp;nbsp;دور از هرگونه وابستگي ملي و تفاوتهاي نژادي و فرهنگي است..................................&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Sep 2006 08:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتبهای ادبی(11)</title>
<link>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ffff00&gt;ناتوريسم Natorism&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;IMG src=&quot;http://academart.com/achriev_files/4.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ناتوريسم يا طبيعت&amp;nbsp;گرايي يكي ازجريانهاي ادبي فرانسه در قرن نوزدهم است، كه بايد آن را در مكتب سمبوليسم ريشه&amp;nbsp;يابي كرد.&lt;BR&gt;سن&amp;nbsp;ـ ژرژ دوبوئليه (۱۹۴۷ـ ۱۸۷۶) (Saint-Georges De Bouhelier) نظريه&amp;nbsp;پرداز اين نهضت ادبي، در سال ۱۸۹۷ بيانيه مكتب ناتوريسم را در مجله فيگاروي فرانسه منتشر كرد. او در اين بيانيه عليه عقايد مكتب پارناس (هنر براي هنر) و تفكرات سمبوليسم به مخالفت برخاست و هدف خود و مكتبش رانوزايي ادبي، ستودن ادبيات ملي و الهام و بهره گرفتن از طبيعت اعلام كرد...........................&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Sep 2006 11:48:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=saagharesokoot&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>saagharesokoot</dc:creator>
<guid>http://saagharesokoot.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
